يكي از ويژگي‌هاي بسياري از ما اين است كه علاقمنديم در همه زمينه ها بويژه امور شخصي ديگران كنجكاوي كنيم و سرك بكشيم. قصد ندارم در اين پست به همه انواع كنجكاوي (!) از نوع ايراني بپردازم، بلكه در نظر دارم درباره يك مورد بارز و مقايسه آن با كشورهاي ديگر بنويسم و آن، نحوه ايستادن و رفتار مردم در صف است.

شايد شيوه ايستادن در صف در ايران براي اغلب ما عادي باشد و فكر كنيم كه همه جاي دنيا هم همين طور صف مي ايستند، اما واقعيت اين است كه در هيچ كجاي جهان (البته بخش هاي مرغوب جهان را مي گويم) اين طور نيست كه وقتي در اداره، بانك، عابربانك يا حتي نانوايي، كار يك نفر در حال انجام است، بقيه نفرات آنقدر به او نزديك بايستند كه از همه جيك و بك طرف و حتي موجودي و رمز عبور كارت او مطلع شوند. در كشورهاي مترقي وقتي كار يك نفر در حال انجام است، بقيه با يك فاصله حدودا يك متري پشت سر او و معمولا پشت يك خط كه روي زمين كشيده شده است قرار مي گيرند و اصلا هم سعي نمي كنند كه در كار و احوالات وي كنجكاوي كنند، اما در ايران اين محرمانگي (privacy) ظاهرا اهميت ندارد. وقتي در صف بانك ايستاده اي، نفر پشت سري ات هم شانه به شانه در كنارت ايستاده و از مكالماتت با متصدي شعبه، مقدار موجودي، شماره حساب، نوع امضا و همه اسرار مالي‌ات باخبر مي شود و حتي بعضا دخالت مي كند! حتما براي شما هم پيش آمده كه در عابربانك، نفرات بعدي دور‌و‌برت مي ايستند و زل مي زنند به صفحه نمايشگر و صفحه كليد دستگاه.

در اداره‌جات و بانك‌هاي سنتي هم كه وضع بدتر است و همان طور كه عرض كردم، مردم به همديگر مشاوره هم مي دهند و در مورد مشكلات ديگران راهكار ارائه مي كنند! در هر صورت نتيجه چنين رفتارهايي در اجتماع قطعا مثبت نخواهد بود و مثلا در مورد عابربانك، بخش عمده اي از سوءاستفاده هايي كه از كارت ديگران مي شود و نمونه هايي از آنها را در صفحه حوادث روزنامه ها مي خوانيم، از طريق همين نكته است كه اصل محرمانگي اطلاعات شخصي در كشور ما به درستي رعايت نمي شود و مقصر اصلي هم خود ما هستيم كه به عنوان پديده اي كاملا عادي، اجازه چنين دخالت ها و سرك‌كشي هايي را به ديگران مي دهيم!