گير موتوري
به نظرم يكي از اعصاب خردكن ترين موجودات هستي، موتورسيكلت است؛ البته وقتي كه راكب ايراني داشته باشد، چون در همه جاي دنيا موتورسيكلت هم مثل ديگر وسايل نقليه است و چون مقررات را مثل خودروها رعايت مي كند اذيت و آزاري براي ديگران ندارد. در كشور ما متاسفانه پيشفرض ذهني اغلب موتورسواران اين است كه اين وسيله نقليه، از كليه قوانين و محدوديت هاي راهنمايي رانندگي معاف است و بنابراين مي توانند هر كاري كه دوست دارند بكنند: وارد پياده رو بشوند، از چراغ قرمز رد شوند، لابلاي خودروها با صدايي ناهنجار حركت كنند، هر جا كه دلشان خواست پارك كنند، و الخ. در واقع وقتي يك موتورسوار در ايران استارت مركبش را مي زند، با اين ذهنيت حركت مي كند كه اصلا نبايد توقف كند، پشت چراغ بايستد، ترافيك برايش معني ندارد و هيچ چيز نمي تواند سد راهش شود، چون هرچه باشد موتور است و موتور يعني نامحدود، يعني آزادي مطلق و سرعت در انجام كارهاي فوري! حتي اگر به قيمت تجاوز به حقوق ديگران تمام شود.
بگذريم از اين كه موتورسيكلت در كشور ما به يك ابزار تفريحي براي برخي از جوانان نيز تبديل شده است و اين عزيزان مي توانند با فراهم كردن مبلغي ناچيز، صاحب يك هوندا 125 تقلبي چيني شده و ضمن گشت و گذار در شهر و باقي قضايا، از اوقات فراغت خود نيز به نحو احسن استفاده كنند!
عكس زير در سال 1382 از پياده رو حاشيه ميدان فاطمي تهران تهيه شده است.
